محمد مهدى ملايرى
383
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در ناحيهء جنوب و بار ديگر در سوى شمال ، آنان را كه بدانها بدگمان بودم به سرزمينى جز سرزمين خودشان كوچاندم ، بر شهرهاى تركان خراجها نهادم ، و آتشكدهها در قسطنطنيه « 1 » برپا ساختم . همواره فراز و نشيب كوههاى بلند را درنورديدم ، و سنگلاخها را پس از بيابانها بپيمودم ، و بر ناگواريها و هول و هراسها شكيبيدم ، و با سرما و گرما دستوپنجه نرم كردم ، و ترس دريا و خطر دشتهاى خشك و سوزان را بر خود خريدم . همهء اينها براى به دست آوردن آن چيزى بود كه خداوند آن را براى شما فراهم ساخت : يعنى زبونى دشمنان ، آرامش كشور ، گشوده شدن درهاى روزى ، يافتن بزرگى ، سرافرازى و رسيدن به آنچه كه بدان رسيديد . اكنون خداوند و دادههاى او را سپاس كه شما را در نعمت و روزى به پايهاى بلند رسانيد ، و از بزرگى و سرافرازى فضيلتى بزرگ ارزانى فرمود ، و دشمنان شما را بشكست و آنان را به هلاكت رساند ، و اكنون آنان يا در زمرهء كشتگان و هلاك شدگانند و يا زندگانى مطيع و فرمانبردار شما . براى شما دشمنانى مانده است كه شمارهء آنان كم ولى نيروى آنان سخت و شوكتشان بس عظيم است . اينها كه برجاى ماندهاند به نظر من براى شما ترسناكتر و براى زبون ساختن و چيره شدن بر شما تواناتر از دشمنان شمشيرزن نيزه گذار اسبتاز هستند ؛ كه شما بر آنها دست يافتيد . و اگر شما اى مردم ، بر اين دشمن دوم نيز به همانگونه پيروز شويد كه بر آن دشمنى كه با آن به جنگ برخاستيد ، و كار را بر او تنگ گرفتيد و او را زبون ساختيد ، در آن هنگام است كه پيروزى و نيرو ، و سرافرازى ، و نعمت ، و برترى ، و يگانگى ، و پندآموزى ، و آرامش و صلح و سلامت شما كامل گردد . و اگر در اين كار كوتاه آييد ، و سستى روا داريد ، و اين دشمن بر شما چيره شود آن پيروزى گذشته كه شما بر دشمنانتان در خاور و باختر و شمال و جنوب به دست
--> ( 1 ) . لابد مقصود شهرهاى روم است كه پس از جنگها به تصرف انوشروان درآمده نه شهر قسطنطنيه كه پايتخت روم شرقى بوده و هيچگاه به تصرف وى در نيامده بوده است .